آقای علیرضا خان فرمودن که بلاگشون مشکل داره و نمی‌تونن آپش کنن. بعد فرمودن که من چک کنم ببینم آیا می‌شه یا آیا نمی‌شه. بعدتر من الان دارم چک می‌کنم که ببینم آیا می‌شه یا آیا نمی‌شه! بعدتَرتَر که جناب علیرضا خان.. مشاهده می‌فرمایید که می‌شه.. هم با فایرفاکس هم با آی‌ای. بعدتَرتَرتَر الان می‌گی من چی‌کار کنم آیا؟!

پ.ن: علیرضا!‌ من که نفهمیدم مشکل بلاگت چیه. ولی الان پسورد بلاگت رو بهت می‌فروشم. امیر تو که دستت تو کاره قیمت پیشنهاد بده!!

/ 33 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر

این علیرضا همچین آدمیه!

سلانه

واقعن مجید؟ یعنی علیرضا حاضره منو که دختر دایی‌شم بفروشه؟؟ هی هی هی! (آیکون بهار)

سلانه

علیرضااااااا.. چیزه.. اصن بیا خودمون دو تا مث دو تا آدم عاقل و بالغ (!!) با هم صحبت کنیم (آیکون کنار اومدن با علیرضا)

سلانه

سمن به چی داری می‌خندی؟ به من یا به شیره یا به داداش امیر یا به خود امیر یا به همه یا به هیچکدام یا به بعضیاش؟!!؟!؟

علیرضا

سلانه جون اصلا نیازی نیست مثل دو تا آدم عاقل و بالغ بشینیم حرفامون رو بزنیم. من دیروز بلافاصله وقتی حس کردم بوی تهدید و باج سبیل و این حرفاس پسوردم رو جیک ثاینه عوض کردم [شوخی] [نیشخند]. حالا سر چی با هم صحبت کنیم. می خواهی سر تمام اون سورهایی که بدهکاری با هم یه صحبتایی داشته باشیم [زبان]

س-ر

چه دل خجسته ای داری تو علیرضا!!! سر سور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امیر

چه خامی تو علیرضا!چه آدم نشناسی تو علیرضا!چه توی فضا سیر میکنی تو علیرضا!

سلانه

=)))) چه همه‌تون منو می‌شناسین به جز علیرضا :))

علیرضا

زهرا خانوم اگه یه سری به آرشیوت بزنی خوب متوجه می‌شی که این من بودم که شما رو به جهانیان معرفی کردم [نیشخند].

هانیه

اون‌وقت امنيت بالاي اين کاراي امنيتي که تو بلدي منو کشته زهرا!!! بعدشم اين به جهانيان معرفي کردمت عليرضا کشتتم!!!