سربازی

محمد می‌گه بابا من نمیرم سربازی!

می‌گم چرا بابا؟!

می‌گه دو تا از تولدام تموم می‌شه

دیگه چرا بابا؟

کله سحر پامون می‌کنند نماز بخونیم!!!

تعجب  خنده

چند روز پیش دکتر آزمایشگاه ازش پرسید می‌خواهی چه کاره بشی؟

گفت می‌خوام کمری (ماشین) فروش بشم! نیشخند

/ 24 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

مجید بیچاره! دیدی چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من!؟! چقد بهت گفتم اقلن اسمشو نذار مجتبی! بذار آرشی چیزی که تابلو نباشه همچین!

فیدبکـــــ..

مجید اگه خواستی دیگه خودت دیگه ماجرا کارخونه سیمان رو بگو.. والا به من چه.. هی این بچه‌ها می‌گن هادی بگو هادی بگو.. [نیشخند]

فیدبکـــــ..

حالا باز خواستم نگم دیدم دم ظهری بچه‌ها گرسنه‌ن بعدم سایت فوری موجود نیست! اینه که برای کار خیرم که شده می‌گم دیگه.. مجید جان شیرینی این بنز 2010 ه رو که اون پشت تو نمایشگاه قایم کردی کی می‌دی ایشالا..

فیدبکـــــ..

مجید جون می‌دونی، ما کلاً دست‌مون به خیر می‌ره!! [نیشخند]

مجید

آخه قربونت برم فیدبک جان یه چیزی بگو به قیافه زار ما بیاد آخه.اینایی که تو به ما بستی با اولین نگاهر به قیافه داغون من همش حله.هیشکی باورش نمیشه.یه نمه لقمه رو کوچیکتر باید ور می داشتی.بعدم اینکه این کمری فروشا همشون دستشون به این اعوان و انصاریا تو یه کاسه س.تو غصه شونو نخور :))

فیدبکـــــ..

حالا من بازم نمی‌خوام بگم چه کسایی با کت شلوارای ایتالیایی چند میلیونی تو مهمونی‌های باشگاه انقلاب رؤیت شدن و اینا! واقعنااا! مگه من فضولم! ای بابا! [نیشخند]

زهرا

هادی منو که تا حالا ندیدی هاااان؟ حالا محض محکم کاری.. اگه یه وقت خواستیم همو ببینیم یادم باشه یه لباس کهنه پاره پوره بپوشم! بعد چیزه.. اصن ما شب به شب نون خشک می زنیم تو آب ولرم و با نیت کباب بره می خوریم!!!

علیرضا

ببین خودتون تنتون می خاره !!! می‌آیید افشا گری‌هاتون رو اینجا می‌کنید بعد می‌گیرن پوستتون رو می‌کنند بعدش همه رو می‌اندازید گردن من بیچاره. د آخه خودتون تنتون می‌خاره !!

مجید

راست میگه دیگه.این بابا که اصلا تو زندگیش هیچوقت بازجو نبوده که.آدم همینجوری کرمش میگیره اینجا اعتراف کنه.د چرا میزنی خوب علیرضا. آقا باشگاه انقلاب نبوده تالار فرمانیه بوده تازه سالی هم سه بار اونجا دوره فامیلی داریم. اینا رو بستم کت شلوار رو چی کار کنم فیدبک.