سیندرلا

جناب آقای دزد محترم

کاش می دانستم و کفشهایم را واکس می زدم. اصلا فکر نمی کردم توی ین آپارتمان 12 واحدی فقط شماره پای من با شما یکی است. به هر حال پوزش حقیر را بپذیرید.

* این که این همه کفش دیگه اونجا بود قشنگ و بهتر، کوچک و بزرگ، این که کفش من رو انتخاب کرده برام جالب و دلپذیره. انشاالله که خیرش رو ببینه.

***

سقراط:

وقتی زن نداری فقط زن نداری

وقتی زن داری فقط زن داری

- قسمتی از دیالوگ فیلم مخمصه.

- مجید به درد وبلاگ جدیدت نمی خوره؟ چشمک

 

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلانه (دختر بابایی)

باز حالا دزد کفش آدمو بدزده خوبه.. ما اسباب کشی داشتیم.. من چن جفت کفشو از توی جاکفشی برداشتم گذاشتم تو یه کیسه که ببریم اون خونه.. آدیداسای نوی خودم هم که بابام تازه از دبی آورده بود توش بود.. بعد مهدی آقا به تصور اینکه کیسه توش آشغاله (کیسه زباله هم نبودا) برش داشته بود گذاشته بودش سر کوچه.. به طرفه العینی فهمیدم و دویدم سر کوچه.. ولی نیست و نابود شده بود!!!!

فیدبک

شنیده بودیم این اعوان و انصار روغن ریخته رو نذر امام زاده میکنن اما باور نمیکردیم! [قهقهه][نیشخند][خنده] خب خب نزن شوخی بود [نیشخند] مثه اون دوست طرف بود که جیبشو زده بودن میگف حالا ایشالا دزده فقیر باشه! نمیگفت حلالش کردما!!! [نیشخند]

فیدبک

یه استادی داشتیم 7 -8 سال پیش موبایلشو تو خیابون ازش دزدیدن بعد همونجا گفت حلالش باشه.. بعدنی من که دلم میخواس دستم به دزده میرسید تا با مشت بزنم تو قرنیه چپش گفتم آخه چرا؟ گفت این نون رو اگه ببره سر سفره زن و بچش معلوم نیست چه اتفاقات نامیمونی برا اون خانواده و جامعه ای که در اطرافشون هستن پیش بیاد.. بعد اون آیه هر کس یه نفر رو بکشه بشریت رو کشته رو خوند که من اون موقع ربطشو نفهمیدم [لبخند]

پور پدر

شاید فقط کفش نداشته، واسش سایز مهم بوده فقط!

آروم

حالا شاید اشتباهی پوشیده بوده. [چشمک] شایدم خواسته پا تو کفشت کنه. [چشمک]

بهار

حالا شاهزاده اومد دنبال سيندرلا يا نه؟

آوا

[قهقهه]

هانیه

آخی!! خوب خوبه حالا جلوی در خونه‌تون بردن! اگه جلوی مسجد و اینا می‌بردن پا برهنه می‌موندی خوب بود؟!