اطلاعیه شماره 2

بسمه تعالی

احتراما قرار نبود اطلاعیه شماره ٢ به کار باشه اما وقتی مرض داری عنوان می‌زنی اطلاعیه شماره یک پس باید شماره دوش رو هم بری.

عارضم به خدمتتون که سفر خوبی بود و خیلی خوش گذشت.

فکر می‌کردم یه سفر مجردی نیاز دارم و خیلی غلطا می‌کنیم و اینا. هیچ غلطی هم نکردیم و اینا

روز قبل از حرکت یکی از بچه‌ها اومد گفت می‌خواهیم یه کوپه مشتی جفت و جور کنیم می‌خواهیم تو هم باشی، هستی؟ گفتم هستم. تیغمان زد واسه خرید آت و آشغال تو قطار. خوشمان آمد از اینکه هنوز تو لیست آدمهای با حالم. فکر می‌کردم یخ‌تر از این حرفها شدم که روم حساب کنند.

هوا خیلی خوب بود برعکس اینجا که افت دما داشتیم. یاد همتون بودم مخصوصا یاد دانیال کوچولوی عزیز به لطف یادآوری زهرا.

 

 

 

/ 7 نظر / 10 بازدید
هانیه

خیلی ممنون که به یادمون بودی. ان‌شاا... به زودی جبران کنیم!

صومعه

سلام واقعا" باحالي داداش[لبخند]

سلانه (دختر بابایی)

سلامممممم:) چطوری؟ خوبی؟‌رسیدن به خیر! زیارت قبول! یاد من که می‌دونم جرات نداری نباشی :دی حالت سر جا اومد اخوی؟

مجید

اطلاعیه شماره 3 لطفا.

س-ر

رسیدن به خیر و زیارت قبول[گل]

پور پدر

خب دیگه زن و بچه رو پیچوندن همینه! نفرین عدم غلط روت کارگر شده! [نیشخند]

آوا

خوش باشین.