سلام. اگر از احوالات اینجانب خواسته باشید بحمدالله خوبم و ملالی نیست جز دوری رو شما.

روزهامان تکرار می‌شود مثل همیشه، شب هامان هم. گاها موضوعی پیش می

آید به ذهنمان می‌سپاریم که اینجا مطرحش کنیم اما موقعش که می‌رسد اصلا یادمان می‌رود که چی بود و چرا می‌خواستیم اینجا بیاریمش. خلاصه چنانمان کردند چونان.

 از خروس خوان می‌دیم تا بوق سگ، دنبال چه؟ نمی دانیم، چرا؟ نمی‌دانیم. انگاری عادتمان شده! بدبختی با جمعه‌ها هم مشکل داریم انگاری یه چیزی کم است.

 

نمک در نمکدان شوری ندارد

دل من طاقت دوری ندارد

 

 

/ 6 نظر / 24 بازدید
س-ر

"ای مطلب که می روی به سویش" رو یادت رفت[نیشخند]

فیدبک

احوالات این روزهای همه انگار اینجورهاست.. خدا آخر عاقبت ما آخرالزمانی‌ها را ختم به خیر کند.. اما خدایی هر چی چوبه تو دنیا، از "عادت" می‌خوره.. خیلی حرف دارم واسه این.. کاش مراقب باشیم خردخرد از بین رفتن عادت‌مون نشه..

سلانه

سلامممممممممممم:) چیزی که به ذهنت میاد رو همون موقع یه جا بنویس.. بعد بیا اینجا بنویسش.. بعد دوباره ذهنت کم کم راه میفته..

بهار

بايد شروع كني دوباره تا راه بيفتي تاتي تاتي:دي