عنوان ندارد ...

 

عارفه دیشب می‌گفت به آقای کریمی (راننده سرویسشون) گفتند امروز روز دانش آموز و باید واسه ما چیپس بخری!

اونم گفته هر وقت یه روز به اسم راننده سرویس گذاشتند من براتون چیپس می‌خرم نیشخند

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلانه (دختر بابایی)

نهیب و نعره و دیگه چی؟!؟! من مظلوم! دیوار کوتاهتر از دیوار من نبود؟! بعد در بچه مثبتی شما شکی نیست.. ولی باور کن مشکوک می‌زنی کلن!

آزاده از کلبه ی ویوارا

رانندشون چه دلش پر بوده استاد می بینم که کلاس اسب سواری می رید...ایشالا کی میرید ماتادور بشید؟[گاوچران]

آروم

[خنده] عارفه هم مثل اینکه خوب میدونه چطوری بی مناسبت و با مناسبت بزرگترها رو تیغ بزنه.

س-ر

می گم چرا "مجید" اسم لینکتو گذاشته : "مشاوره آزمایشگاهی"؟!![خنده]

آزاده از کلبه ی ویوارا

راستی استاد الان به اون مرحله از عرفان رسیدم که وقتی دارم باکتری ها رو کشت افتراقی می دم، بهم الهام قلبی می شه که کلبسیلاست یا انتروباکتر یا سراشیا یا... [عینک]

بهار

حالا اونم يه چيپس مي خريد واسه اين بچه ها چي مي شد؟ اين همه شرط و شروط نداشت !خسيس!

خانمه

سلام وبلاگ قشنگ و زیبایی داری. به من هم سر بزن [نیشخند]

خانمه

در ضمن من اصفهانيم قلبم كشش نداره در مورد هزينه وايناش صحبت كنم . رجوع شود به كامنت اول

خانمه

در ضمن سر قرار ما بخواهين بياين مشكلي نيست . فقط عذر سيبيلهاي خون چكانتون رو بخواهين بعد بيايين [چشمک]

پویا

سیب توی دستت چی شد گاز زدی؟