مضاعف

جهت مضاعف شدن خیلی چیزها رئیس، پرسنل آزمایشگاه رو نصف کرده تا بلکه همتمان به همراه افزوده جیب ایشان مضاعف گردد. چانه زنی‌های من هم بی‌اثر مانده و اول سالی یه چند نفری کار خودشون رو از دست دادند.

می‌خواستم مضاعف اینجا حضور داشته باشم اما انگاری نشدنی است. همیشه آخرهای هر سال کارام به هم می‌گورید امسال از همین اولش گوریدیم.

عزت زیاد

میام پیش‌تون ماچ

 

/ 8 نظر / 9 بازدید
س-ر

تیکه های مضاعف می پرونی[چشمک] بعدشم بیا امسال یه همت مضاعف کن، این فعل "گوریدن" رو بی خیال شو.

بهار

همت مضاعف كار مضاعف گوريدن مضاعف..به به چه تفاهمي!

پور پدر

کم کم خودت نمونی و یه آزمایشگاه؟ [نیشخند]

شب گلک

اینها همه از صدقه سر مهرورز جان است و درش حکمتی نهفته که ما نون خورهای انگلیس عمرا نفهمیم

هدی

ای بابا... چه نامردیه... سال نو مبارک!

سلانه

سلامم:) ما هم امسال همه چیزمون مضاعف شده بحمدالله! یعنی اسم می‌ذارن در جا کارگر میفته!!!

آوا

ای بابا سال گوریدن مضاعف و بهت باز هم تبریک میگم!!!!!!

بهار.ن

امیدوارم این گوریدنتون مضاعف نشه امسال ، فاکتور گیری شه کلن لطفن( کپی رایت سجاد با تسخیر و تصرف از ریشه!)