قضیه رطب و منع رطب

یکی دو تا همکار دارم که به هیچ صراطی مستقیم نیستند و آخر بی‌نظمی و بی‌عاری هستند. هر سال رئیس بزرگ می‌خواد ردشون کنه اما باز پا در میونی می‌کنم و از طرفشون قول می‌دم که باهاشون صحبت کنم خودشون رو جمع کنند. امسال دیگه حسابی پوستم رو کندند باز آخر سال شده و غرغرهای رئیس. دیگه خودم و کارم هم زیر سوالم. ردشون کنی غصه زندگی و زن و بچه‌شون رو داری نگهشون داری باز روز از نو و روزی از نو. یعنی اگه بخوان هم انگاری نمی‌تونند. از اونجایی که سیستم تنبیه رئیس هم همگانیه چندباری واسه خاطر حضرات آزمایشگاه به فیض رسیده. رشته تحصیلیشون هم چندان مرتبط نیست. موندم چه کنم!

انگاری اینا رو دارم اینجا می‌نویسم که اگه ردشون کردم با خودم اتمام حجت کرده باشم.

جالب همینجاست که تو شیفت صبح همین مشکلات رو رئیسم با خودم داره یعنی به خاطر همین آزمایشگاه لعنتی صبح‌ها کلی دچار بی‌نظمی و مشکلات عدیده‌ام.

یعنی اونم الان داره تو وبلاگش می‌نویسه که می خواد من ردم کنه دچار وجدان درد شده. خجالت چشمک

 

 

/ 10 نظر / 7 بازدید
سلانه

سلامممممم:) تو صبحو خودت ول کن بیا بشین کامنت دونیا رو محکم نیگه دار.. اون بعد از ظهریا رو هم ردشون کن برن اونا هم یحتمل کامنت دونی یه جا دیگه رو محکم نگه دارن! مشکل همه حل میشه.. کامنت دونیا هم به فیض میرسه!

سلانه

هان؟ چی؟ از پول صحبت نکن اصلن که ناراحت میشم.. آدم که برا دو تا کامنت که برا دوستاش میذاره پول نمی گیره که!

سلانه

چی؟ آها! کمبود حقوق پیدا می کنی؟ اشکال نداره! میدیم امیر و بهار از درآمد انجمن جبران کنن!!

س-ر

خب تو چرا از طرف اونا صحبت می کنی؟! بذار خودشون با رئیس بزرگ صحبت کنن. در اون صورت تو از قضیه ی اخراج و ابقا حذف می شی. درمورد صبح هم نمی دونم والا!

بهار

مسئلة: شما هسته‌هاي رطبتون رو قورت ميدين؟ يا قورباغه رو قورت ميدين؟ يا كلاً رطب هسته نداره؟

مجید

عليرضا از من به عنوان يه برادر بشنو/تو بيرون انداختنشون شك مكم/من هشت ساله كه دارم با اين جماعت سر و كله مي زنم و خودمم دو سالي دل سوزوندم اما تو شش سال بعد بيشتر از پونزده نفر رو از اينجا انداختم بيرون بدون ذره اي عذاب وجدان/كسي كه مسوليت پذير نيست تو مسول زندگيش نيستي. خودتو بيشتر از اين عذاب نده.

آوا

کسی که مسئولیت سرش نمیشه باید یه جوری یه وقتی یه جایی یاد بگیره خوب. تو هم عذاب وجدان نگیر. آدم که از یاددادن عذاب وجدان نمیگیره خوب!

ساز خدا

می خواهیم با هم دعا کنیم و بر دعاهای هم امین گوییم..............چشم به راهم دوست عزیز[گل]

فیدبکـــــ..

نمی‌دونم علیرضا فقط عرض ارادت.. :)

هانیه

حالا تو بلاگ نوشتن زياد وقت آدم رو نمي‌گيره ولي براي ديگران هي و هي و بي‌وقفه کامنت گذاشتن گاهي باعث رد شدن آدم‌ها مي‌شه!! همين‌طوري کلن گفتم‌ها!