زگهواره تا گور دانش بجو

 

پیرمرد بالای 60 سال سن داشت

جلو مغازه اش نشسته بود و کتاب می خواند

کتاب دائره المعارف مسائل حنسی!

/ 37 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آروم

دلش جوون بوده. اوه کجاشو دیدی؟ تازه قراره از این کتایها بدن دست دبیرستانیها تا بعدن مثه این آقاهه سر پیری نیوفتن به مطالعه در باب این مسائل. باور کن [نیشخند]

ناشناس

سلام علیرضا . خوبی ؟ شما بنویس قول میدم مامانه ، مامانه ، مامان بزرگا پیداش بشه ! [چشمک]

فیدبک

سلام.. علیرضا پست جدید نمی‌ری؟

سلانه

علیرضا زنده ای؟

ناشناس

خوبی علیرضا ؟ [ناراحت]

علیرضا

شما دو تا خوب با هم کامنت می ذارید اینطوری راحت می شه ردتون رو زدها [چشمک]

علیرضا

شما دو تا خوب با هم کامنت می ذارید اینطوری راحت می شه ردتون رو زدها [چشمک]

ناشناس [تعجب] کی ؟ کجا ؟ من ؟ خوب بیا بگرد [نیشخند] مامانه ، مامانه ، مامان بزرگا [نیشخند] [قهقهه] [قهقهه] [قهقهه][قهقهه]

ناشناس خیلی وقت که دلم میخواد برم قم زیارت . اما نمیدونم چرا هر بار که خواست کارامو ردیف کنم کاری پیش اومد . نه اینکه فکر کنید مشکلی ها نه بعضی وقت ها چیزی که اصلا انتظارش رو نداشتم برام اتفاق افتاد . یک اتفاق خیلی خوب و غیره منتظره

مجید

هنوز تو كاره پيره مرده اي؟!!!!