مرگ ...

دیروز محمد از مامانش پرسیده تو وقتی پیر بشی می‌میری؟!

بهش گفته مامان جون همه وقتی پیر بشن می‌میرن.

بعدش زده زیر گریه و گفته که هیچ وقت نمی‌خواد بمیره ناراحت  گریه می کرده چه گریه ای!!

شب که اومدم خونه میاد پیشم می گه بابا تو هم وقتی پیر بشی می میری؟

بهش گفتم هوووو حالا کو تا مردن، من می خوام بچه های تو رو ببینم باهاشون بازی کنم راستی تو اسم بچه هات رو چی می خواهی بذاری؟

با این سوال فقط به قدر جوابش تونستم حواسش رو پرت کنم و بلافاصله دوباره سوالش رو پرسید!!!

اضافه کرد الان که عزیز موچول (به مادربزرگ مامانش می گه) پیره می میره؟

مرگ رو برای یه بچه 6 ساله چه طوری می شه تعریف کرد؟ تلخیش رو چطوری می شه گرفت؟

****

فرداش نوشت:

هنوز محمد مشکلش با تعریف مرگ حل نشده، تلوزیون روشن است و فرید(رامبد جوان) یادآور می‌شه که دروغ چیز خوبی نیست.

محمد بدو میره سمت تلوزیون، فرید رو نشون می‌ده می‌گه خودش چند شب پیش گفت آدم یه وقتایی لازمه که دروغ بگه!!! و این دقیقا عین جمله بیان شده توسط فرید بوده دو شب پیش، به تایید مادرش.

چقدر بچه‌ها رو دست کم می‌گیرم، واقعا به شعور هیچ کس به اندازه شعور این بچه‌ها توهین نمی‌شه. هر وقت هر چی می‌پرسن همش دنبال این هستیم که چطور جوابشون رو بدیم که متوجه بشن در صورتی که ...

 

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر

به نظرم همون بهتر که سرگرمش کنی! وگرنه چطور میشه برای یه بچه اون سن و سال توضیح داد و تلخیش رو گرفت؟مگه برا خودمون تلخیش گرفته شده؟!

هايدي

بهتره سرش رو به يه چيزديگري گرم كني كه حواسش پرت بشه .من امتحان كردم هرجوري توضيح بدي باز يه سؤال ديگه مي پرسن ...خيلي سخته توجيه اين مسايل يا توضيحاتي كه درباره خدا مي خوان.ولي نيابد بزارين نگراني از اين كه خداي نكرده از پدر و مادر دور باشه در ذهنش بمونه..

صومعه

سلام اگه سنش یه خورده بیشتر بود توصیه می کردم کتاب سه شنبه ها با موری نوشته میچ آلبوم رو بخونه اما حیفه که سنش کمه پس نتیجه میگیریم در راستای اینکه بابای آقا محمد گامی بس بزرگ در زمینه کتابخوانی برداشته این کتاب رو بخونه و بعد جواب محمد کوچولو رو بده. راستی فکر نمی کنم مرگ تلخ باشه. ایکاش حوصلشو داشتم تا براتون توضیح بدم که این تلخی (البته ما این صفت رو بهش دادیم چون مرگ ذاتا تلخ نیست دیدار خدا ابدا تلخ نیست) از طرف ماست. حیف که حوصله ندارم.

دختر بابایی

سلاممممم:) من دقیقن اومدم همینیو بگم که هانیه و امیر گفتن! مگه من مرگ رو فهمیدم و تلخیش برام از بین رفته که برای پسر 6 ساله تو بره؟!

نــــــدا

به نظر من مرگ رو به چیزهای خوب تشبیه کنییم لزومی نداره حقیقت رو گفت تا اینکه بعدها خودشون بزرگ ببشند و بفهمند[لبخند]

س-ر

به ما که می گفتن اونا که می میرن از این جا پرواز می کنن می رن بهشت! اگه آدمای بدی هم بودن که می رن جهنم! این جمله یه تیر و دو نشونه! هم مرگ معنی پیدا می کنه و هم ترغیب شدن به کار خوب رو در پی داره! بهرحال به نظر من حقیقت رو به بچه ها گفتن بهتره!‌مرگ یعنی رفتن از حالت جسمانی به روحانی[گل]

س-ر

در مورد پست پایین هم عجیب باهات همدردم! من هروقت واسه این دختر بابایی اومدم آیکون چشمک بفرستم، زدم زیر چشمش بادمجون کاشتم!! البته اشتباه ما ناموسی نمی شد دیگه!!

ماهور

بهش بگین:ببین مرگ یعنی این که آدم داره راهشو می ره یه دفعه تپ می افته , دیگه عمرن بلند بشه.این یعنی مرگ.[شیطان] اما از شوخی که بگذریم منم فکر کنم با این واژه های زیبا که در ادبیات پر افتخارمان کم نیست براش بگین.چند واژه ی زیبا: بهشت.آشیون.بغل خدا (جون خودمون!!!!!!!!) و ......

یاغی

آدمها گاهی مادامی که زنده اند، مرده اند...